از فردا
خب!
فردا برمیگردم مشهد
و وقتم آزاد شده
میتونم من بعد دوباره توی جلسات شعر شرکت کنم
غمم تموم شده
و
دوباره خوشحالم
فکر میکردم دیگه هیچوقت نمیتونم خوشحال باشم
ولی خوشحالم الان
برام یک مهر خوشگل زدن توی کلات هدیه دادن بهم:-P
خب مشهد
کلی برنامه دارم برات:
کتاب
شعر
سینما
عرفان
و
خودسازی و ارتباط با کسی یا چیزی که میگن مبدا هستی هست
از فردا شروع میکنم:-D
+ نوشته شده در ۱۳۹۸/۱۰/۲۸ ساعت 16:49 توسط منیژه رضوان
|
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"