دلم برای یک دوست مونث که بهم خیانت کرده تنگ شده

شاید برگشتم مشهد بهش زنگ بزنم و به حرف زدنش گوش بدم یواشکی

خیلی امشب گریه کردم

خیلی اشکام خودشون میریزن

اصلا تصمیم به گریه کردن ندارم

اما اشکام خودشون میان

 

ازش متنفرم

و 

دوسش دارم

 

قلبم درد میکنه

نفسم دود سیاه شده

 

چقدر خیانت تلخه

تاحالا اینجور تجربه ش نکرده بودم 

خیلی سیاه و تلخه

 

خیلی