متناقض نما
دلم برای یکی که بهم خیانت کرده تنگ شده
همون که دیشب نفرینش کردم
اشتباه نشه
طرف مونثه
همیشه وقتی که میرسیدم کلات برای طبابت و دلتنگ مشهد میشدم بهش زنگ میزدم
اونم چارتا فحش بهم میداد
و همین فحشا دلگرمم میکرد
الان کلاتم
و کسی نیست فحشم بده
چقدر بده آدم از کسی ضربه بخوره که دوسش داره
چقدر من از لحاظ احساسی قاطی هستم
الان دلم میخواد توی آتیش سوخته باشع محل سکونتش
و
در عین حال دلم براش تنگ شده!
خدا شفا بده!
+ نوشته شده در ۱۳۹۸/۱۰/۲۶ ساعت 10:50 توسط منیژه رضوان
|
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"