می خواستم که گریه کنم، نا نداشتم

از خانه شما بروم، جا نداشتم 

 

گفتند پاشو زودتر از پیش ما برو

می خواستم که پا بشوم ، پا نداشتم

 

یک چک شدم به قیمت صد آرزو دلار

یک چک شدم که پیش تو امضا نداشتم

 

این شانس را که با تو شبی زندگی کنم

پنداشتم که داشتم اما نداشتم

 

دشمن زیاد داشتم و آرزو زیاد

چیزی به نام دوست در اینجا نداشتم

 

گفتند جبر و هندسه را پاس کن برو

من اختیار درس خودم را نداشتم

 

در دوستی اگرچه خطر کرده ام زیاد

در قلب هیچ خاطره ای جا نداشتم