وحید عیدگاه

بعضیا خیلی منحصر به فردن
متفاوتن
اینقدر که دیگه فقط مال خودشون و خانومشون نیستن
اینه که میتونی همونجور که کنار خانومش هست یک شعر محبت آمیز تقدیمش کنی از گذشته های دور زمانی که مجرد بود و این شعرو بهش تقدیم کرده بودی
وحیدعیدگاه موجودی بود که در سن ۱۸ سالگی به پختگی اخلاقی رسیده بود
اصلا زمانی که من وارد جلسات شعر مشهد شدم یک ۱۰_۱۵ نفری بودن و هستن هنوز که دیگه تکرار نمیشن
فکر نمیکردم اینقدر پیر شده باشه
اون بلوز آبیه #وحیدمونه
کناریش خانومش
فدای شخصیت مرام انسانیت و مردونگیت وحیدجان
هرجا هستی خوشبخت باشی و مایه افتخار ادبیات و ایران
تو برای اینکه یک نابغه المپیادی یا شاگرد مستقیم و عزیزدردونه شفیعی کدکنی هستی مهم نیستی تو بخاطر وحیدعیدگاه بودن مهمی
با اینکه شعرهای وجود شکسته ام
تعریف و طعنه و متلک از شما شنید
حس حسادتم سند مالکیت است
مال منید،دوست من،دشمن منید
زهرا ،سمانه ،طیبه، معصومه و ندا
حامد، #وحید، مهدی بد ،مرتضی، سعید
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"