پیغمبر است مرد من و همسرش منم
در خانه او خداست و پیغمبرش منم
آدم شهیر شد به دو تا غم، دو تا پسر
گمنامِ این عشیره منم ، دخترش منم
بین من و تو ایمنی از آن توست، تو
چون واکسن تو هستی و یادآورش منم
تو شاعر معاصر مردی و من زنم
کم هست اگر که عزت تو کمترش منم
در مدرکش از آن پدر هست دخترم
توی سند نوشته نشد مادرش منم
#ایوا
+ نوشته شده در ۱۳۹۸/۰۶/۲۲ ساعت 17:49 توسط منیژه رضوان
|
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"