چارسو
یک گروه بیست نفره زدیم و توش بحث سیاسی و دینی می کنیم
قرار گذاشتیم که مطالب از گروه خارج نشه
امیدوارم که خارج نشه
اصلا هم خط فکریمون باهم یکی نیست
البته بیشترشون انقلابیِ دو آتیشه هستن
ولی داریم توی این جامعه 20 نفری قدرت تحمل و شنیدن نظرات مخالف رو تمرین می کنیم
کار سختیه
چند نفر هنوز تحمل ندارن
خلاصه دیروز به بحث آزادی رسیدیم
و ارایه تعریفی برای اون
بیشترش هم به عکس پروفایل من برمیگشت که آبی رنگ شده بود بخاطر #دختر_آبی
یکی از دوستان مصر بود که من تعریفی از آزادی برای جامعه 20 نفرمون ارایه کنم
خب
یکی مومنه و دوست نداره عکس هایده بیاد توی گروه
یکی ضد انقلابه و دوست نداره عکس رهبر توی گروه باشه
شاید یکی بخواد عکس سکسی بفرسته توی گروه
چه باید کرد؟!
باز طرف گفت فرض کنین مردم دنیا نیستن فقط شما هستین برای گروه ما تعریف آزادی رو بگین!
من توی ذهنم گفتم که:خب اگر کسی نباشه که من آزادِ آزادم که حتی برهنه بیام بیرون!!
خلاصه من در مقابل درخواست دوستمون برای تعریف آزادی مقاومت کردم و تعریفی ارایه ندادم بجز اینکه آزادی یعنی بیان بی واهمه و بی لکنت زبان در جامعه طوری که احدی حاشیه امن نداشته باشه.وقتی که میگم احدی منظورم دقیقا احدی هست.می فهمین که!
واقعا هم اگر من برای گروهمون تعریف آزادی خودمو داشته باشم که میشه دیکتاتوری من یک نفر به اون 19 نفر
وقتی که حاکم مردم رو و مردم حاکم رو و همه همو نقد کنن اول تشنجی ایجاد میشه
البته در جامعه ما که برابر نقد مقاوم هستن تشنج ایجاد میشه
اما بعد جامعه به سمت آزادیی که مناسب فرهنگ و عرف و دینش هست حرکت میکنه و تقریبا با جامعه جهانی هم زاویه کمی پیدا میکنه
اون اجماعی که با رعایت خواست همگان در حد معقول ایجاد میشه آزادی تعریف شده ما هست کامل نیست اما برای مقطع ما بهترین و معقول ترین ازادی هست
این آزادی هرسال باید مجددا مورد بازبینی و اجماع قرار بگیره تا اشکالاش مرتفع و نقصهاش جبران بشه
واقعا اولین و تنها گام به سمت آزادی آزادی بیان و نقد هست
بقیه ش خودش ایجاد میشه
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"