یکی از دوستان انقلابی به شدت مراقبه که شعر من یا نظر من بیش از حد مجاز مورد توجه اعضای جلسه  قرار نگیره که خدایی نکرده نوجوونای اتقلابی به سمت من و عقیده من متمایل نشن

اینه که اغلب نظراتی رو که من در نقد اشعار ارایه میدم باهاشون مخالفت می کنه

 

با بچه ها قرار گذاشتیم که مراقب این اتفاق باشیم که ببینیم من متوهم هستم یا واقعا همینطوره

خب برای پیش اومدن چنین اتفاقی شاید باید هفته ها یا ماهها صبر کنیم

اما از کجا دو دقیقه بعد که قرار گذاشتیم و وارد جلسه شدیم یکی از بچه های اتقلابی شعرش ایراد وزنی داشت

من ایراد وزنی رو گرفتم و ایشون مخالفت کرد مصرانه هم مخالفت کرد

بعد هم که ایراد وزنی رو پذیرفت معتقد بود ایراد وزنیش توو چشم نمیاد زیاد!!!

 

حالا هر مخالفتی منطقی هست ولی ایراد وزنی که خدایی دیگه قابل ماست مالی کردن نیست

 

حالا ماهم انتظار نداشتیم به این زودی به هدفمون برسیم اینقدر هم تابلو که مو لای درزش نره

 

بچه ها خنده شون گرفته بود شدید

حتی یکی از پسرهای انقلابی داشت می ترکید از خنده

یکیشون که خنده ش پوکید دیگه مجبور شد جلسه رو انفجاری ترک کنه

 

 

آخه نقد شعر هم با توجه به گرایشهای سیاسی ؟!

مگه داریم؟!

مگه میشه؟!

بله داریم!

بله میشه!