امروز رفته بودیم ناهار هفتم مادر یکی از دوستان
وقتی استخونهای ظریف مرغ رو پاک میکردم و از دهنم با دست خارجشون میکردم 
اخریش رو که پاک کردم
تا اومدم بذارمش گوشه بشقاب...


طرف استخون نبود
خلال سیب زمینی بود

تا آخر مراسم همه ش خندیدیم
و چون نباید می خندیدیم بیشتر می خندیدیم!

دست خودمون نبود


اومدیم از مراسم بیرون آروم شدیم!

 

@evakhanoum