حمله و دفاع
پریروز شاعری از تهران اومده بود مشهد درباره شعر حماسی صحبت میکرد
ضمن صحبتهاش گریزی هم زد به اشعار حماسی جنگ خودمون و یهو گفت:
البته ما در جنگ دفاع میکردیم
یک آن به ذهنم رسید که :
بله! دفاع! و سالهای آخر جنگ صدام می گفت بیایین صلح کنیم
ما می گفتیم نه! ما میخواییم همچنان دفاع کنیم! ادامه بده!![]()
+ نوشته شده در ۱۳۹۸/۰۲/۰۴ ساعت 10:28 توسط منیژه رضوان
|
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"