شرمنده
شرمنده ام
مثل دانشجوی پزشکیی که اگر در شب چارشنبه سوری کسی رو نیارن اورژانس سوختگی چیزی یاد نمی گیره و اگر بخواد یک چیزی یاد بگیره باید منتظر باشه که یکی بسوزه!
+ نوشته شده در ۱۳۹۷/۱۲/۲۸ ساعت 21:54 توسط منیژه رضوان
|
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"